بایگانی

بایگانی نویسنده

یلدا

و یلدا
ثانیه های تاریکش را
تیک تاک سکوتم می کند
تا به رخ تنهایی ام کشیده باشد
نبودنت را

دسته هادل نوشته, روزانه ها برچسب ها:

نیز

۲۸ آبان ۱۳۸۸ مـمـابـو بدون دیدگاه

این نیز بگذرشکد!

دسته هادل نوشته, روزانه ها برچسب ها:

زنده رود زنده شد

۱۱ آبان ۱۳۸۸ مـمـابـو ۱۱ دیدگاه
30 o 3

آب زاینده رود در آستانه ی سی و سه پل

امروز برای اصفهانی ها روز خاصی بود و برای من، که بعد از مدت ها می دیدم مردم اطراف ام خوشحال اند و همین خیلی خوشحال ام  می کرد. امروز دوباره زاینده رود آبی شد تا فانوسی را دوتا کند و مردمش، مردمی که یک بهانه ی کوچک را تمنا می کردند برای شاد بودن، برای آخرین بار به زیر سی و سه پل  بروند و شادی کنند، هوار هوار یا هوار یاروم می آید بخوانند، دلم می خواد به اصفهان برگردم زمزمه کنند و یار دبستانی من!
به راستی که قانع شادترانیم!

دسته هاجامعه, روزانه ها برچسب ها:

درد

دردی است غیر مردن، کان را دوا نباشد، از صبح تا به شامگه، از خمره می نخوردن!

دسته هادل نوشته برچسب ها:

گناه کن

۱۷ شهریور ۱۳۸۸ مـمـابـو ۲ دیدگاه

دلبر کافرم
آرزوی جهنم ام کی فرا می رسد؟
چه حوری نبودنت زیباست
آن دم که هوسرانان بهشت
دستشانت نمی رسد
گناه کن

دسته هادل نوشته برچسب ها: