یلدا
و یلدا
ثانیه های تاریکش را
تیک تاک سکوتم می کند
تا به رخ تنهایی ام کشیده باشد
نبودنت را
و یلدا
ثانیه های تاریکش را
تیک تاک سکوتم می کند
تا به رخ تنهایی ام کشیده باشد
نبودنت را

آب زاینده رود در آستانه ی سی و سه پل
امروز برای اصفهانی ها روز خاصی بود و برای من، که بعد از مدت ها می دیدم مردم اطراف ام خوشحال اند و همین خیلی خوشحال ام می کرد. امروز دوباره زاینده رود آبی شد تا فانوسی را دوتا کند و مردمش، مردمی که یک بهانه ی کوچک را تمنا می کردند برای شاد بودن، برای آخرین بار به زیر سی و سه پل بروند و شادی کنند، هوار هوار یا هوار یاروم می آید بخوانند، دلم می خواد به اصفهان برگردم زمزمه کنند و یار دبستانی من!
به راستی که قانع شادترانیم!
دردی است غیر مردن، کان را دوا نباشد، از صبح تا به شامگه، از خمره می نخوردن!
دیدگاههای تازه